محمد مهريار

597

فرهنگ جامع نامها و آباديهاى كهن اصفهان ( فارسى )

ديه‌هاى آن متروك افتاده است و ساكنان آن مهاجرت كرده‌اند و وضع خوش و دل‌انگيز و درختستانهاى مطبوع و دلنشين آن به صورت فلاكت‌بارى از بين رفته و يا در شرف از بين رفتن است . و همهء علت آن قلت آب است . « 1 » واژه‌شناسى : واضح است كه واژهء كران صورت ديگرى از واژهء كهران است . « 2 » رجوع به كهران شود . كربه كند ( كربكند ) Korbe ( h ) Kand كربكند ( به ضم « كاف » اول و كسر « باء » ثالث ) ديهى است بزرگ در دهستان برخوار در شمال اصفهان كه در سال 1355 ، جمعيت آن 2006 نفر بوده است . « 3 » با اينكه حفر چاه در اينجا دشوار است و با وجود قلت آب قناتهاى برخوار از جمعيت آن كم نشده است . در وضع اقتصادى و كشاورزى آن هم از لحاظ قلت محصولات كشاورزى تفاوت محسوسى با وضع قبلى به چشم نمىخورد . بلوك برخوار يكى از مراكز كهن حضارت و تمدن قديم ايران بوده است و اختصاصات بزرگى از قبيل زبان و لهجهء مخصوص آثار قديم و نامهاى كهن دارد كه همه را در ذيل عنوان برخوار آورده‌ايم « 4 » و به تفاريق و به مناسبتهاى مختلف نيز از آنها ياد كرده‌ايم . « 5 » همين‌طور كه به كربكند بنگرى آثار قدمت و كهنگى را در آن ، با ديوارهاى ستبر ، برجها و ساختمانهاى خشتى محكم و به‌خصوص كيفيات ساده و ويژهء زندگانى مردم كه حاكى از نوعى معيشت مبتنى بر اكتفا به نفس است مىبينى . بعضى صفات قومى از قبيل سختكوشى مردم و استحكام مبانى اخلاقى ، همهء اينها نشان آن تمدن كهن است كه از بين رفته است و اينك رنگى از آن باقى است . قابل توجه است كه مردم كم‌وبيش علاقه دارند حالت كهن خود را حفظ كنند . بپردازيم به نام جليل و فاخر آن . واژه‌شناسى : كربكند از دو جزء « كربه » ( به ضم كاف ) و « كند » تركيب شده است و جزء اول به معنى « كلبه » ( اتاق كوچك است ) كه در زبان فارسى حاضر رايج و مصطلح است .

--> ( 1 ) - ن . ك . به : نامواژه‌هاى جزن ، كيچى ، مارچه ، مارى ، هندوستان در همين فرهنگ . ( 2 ) - ن . ك . به : همين نامواژه‌ها در همين فرهنگ . ( 3 ) - ن . ك . به : فرهنگ جغرافيايى اصفهان ، ص 209 . ( 4 ) - ن . ك . به : عنوان برخوار در اين فرهنگ . ( 5 ) - ن . ك به عنوانهاى دستگرد و گز در اين كتاب .